نجم الدين ابو الرجاء قمى

مقدمه 39

تاريخ الوزراء ( فارسى )

از توضيح مولف ما پيداست كه قتلغ ديگر در خدمت طغرل نيست و اين ايام بايستى پس از ماه جمادى اول باشد ، يعنى وقتى كه قتل اىابه و بوزابه او را به اين اقدام واداشت . براساس گفتهء محمد بن ابراهيم ، خطبه هنگامى به نام سنجر خوانده شد كه حداقل مدتى از ماه رجب مىگذشت . زودترين زمان ممكن خاتمهء تاليف بايستى نيمهء دوم رجب 584 ه ق / سپتامبر 1188 م و ديرترين زمان ممكن اتمام آن ظاهرا بايستى ذى حجهء 584 ه ق / 16 ژانويهء 1189 م يا مدت كوتاهى پس از آن باشد ، زيرا مولف ما در هيچ كجا ذكرى از مرگ عزيز الدين وزير نكرده است ؛ حال آنكه نام عزيز الدين را در آغاز آخرين قسمت اثرش آورده است . 11 مىتوان تاريخ الوزراء را ذيلى بر اثر انوشيروان بن خالد ، يعنى كتاب نفثة المصدور فى فتور زمان الصدور و صدور زمان الفتور دانست . 12 مولف پس از دعاى كوتاهى مىگويد كه از وى خواستند اثرى به قرينهء نفثة المصدور انوشيروان بن خالد وزير بنويسد و « من ذكر وزرا و صاحب‌منصبان عاليرتبه‌اى را كه پس از آن آمدند ، به اطلاع معاصرانم مىرسانم . » مولف مىگويد ماجراها را همان‌طور كه ديده و شنيده روايت مىكند و اميدوارست خوانندگان از او خرسند باشند و هر خطايى را كه ممكن است در آن ببينند ، ببخشايند . مولف سپس به موضوع مىپردازد و مىگويد انوشيروان بن خالد اثرش را به مرگ قوام الدين ابو القاسم درگزينى ختم كرده است ، بدون آنكه دربارهء وزارت دوم او در عراق يا وزارتش در عهد سلطان سنجر توضيح كاملى بياورد . 13 به گفتهء عباس اقبال ، درگزينى نخستين‌بار در سال 518 ه ق به وزارت عراق رسيد و سپس در سال 521 ه ق / 1127 م از وزارت معزول گرديد . 14 اين دوره ، نخستين وزارت او در عراق بوده است . سپس در محرم سال 524 ه ق / دسامبر 1129 - ژانويهء 1130 م سنجر به سلطان محمود در عراق فرمان داد درگزينى را به منصب وزارت بازگرداند كه تا پايان سلطنت محمد ، درگزينى وزارت داشت . پس از آنكه سنجر توانست با پيروزى در ناحيهء پنج‌انگشت حاكميت خود را بر عراق عجم اعمال دارد ، درگزينى وزير هر دو عراق شد ، يعنى عراق غربى كه زير فرمان طغرل و عراق شرقى كه زير فرمان سنجر بود . به‌هرحال معناى سخن مولف تاريخ الوزراء اين است كه انوشيروان بن خالد ، هيچ‌گونه توضيحى پس از سال 521 ه ق / 1127 م نياورده است . البته آنچه از خاطرات انوشيروان بن خالد از راه كتاب نصرة الفترة عماد الدين اصفهانى به ما رسيده است ، در زبدة النصرة بندارى در دسترس بيشتر ما قرار دارد . آنچه مولف ما دربارهء چگونگى خاتمهء اثر انوشيروان بن خالد مىگويد ، با گفتهء هوتسما مطابقت دارد . هوتسما مىگويد پس از صفحهء صد و پنجاه متن چاپى نتوانسته شاهدى از كلام و انشاى انوشيروان بن خالد پيدا